پیوند عشقمونپیوند عشقمون، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
پسرک من آیینپسرک من آیین، تا این لحظه: 11 سال و 29 روز سن داره
دخترک من گندمدخترک من گندم، تا این لحظه: 4 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

❤ثمره عشق زندگی شیرین ما❤

من اومدم بعد از ۸سال اونم با دست پر🤭🤭

امروز چهارم فروردین ۱۴۰۳ من با کلی تاخیر اومدم،البته رمز وبلاگ و گم کرده بودم و تازه پیداش کردم برای همین نمیومدم اینجا🙏🙏😖 دورت بگردم اینقدر بزرگ شدی♥️انگار همین دیروز بود که اومدی تو زندگی من و بابا و شدی همه چیزمون🥰🥰♥️♥️ ...
4 فروردين 1403

دامادی آقا کوچولو من!!

وقتی 3 روزت بود رفتم دکتر تا معاینه کنه شما رو.گفت همه چی خوبه و خداروشکر اصلا زردی هم نداشتی ولی نوبت داد که چند روز بعد شمارو ببریم برای ختنه من کلی غصه خوردم ولی بابا گفت هیچی نیست و اصلا درد نداره و زودتر راحت میشی!!!! خلاصه وقتی 9 روزت بود رفتیم بیمارستان و شما شدی آقا داماد  این دو تا عکس هم مال همون روزه   ...
5 آذر 1394

بدون عنوان

سلام پسر قشنگم. ببخشید که دیر به دیر به وبلاگت سر میزنم، این روزا اینقدر سرم گرم تو شده که اصلا وقت نمیکنم بیام  بشینم پای نت،ولی الان اومدم با کلی مطلب و حرف تازه..دوستت دارم هوارتاااااا ...
5 آذر 1394

فقط برای تو...

دیشب تا خود صبح با نفس های پسرم خوابیدم ... مثله همیشه 100 بار بوسیدمش و مثله همیشه براش زمزمه کردم... هر روز برای من انگار روز آخره... خدا رو چه دیدی،شاید فردا من نباشم!! پس اونموقع کی به پسرم میگه دوستت دارم؟!! روزی نیست که 100 بار بهش نگم دوستت دارم... بهش نگم تو جون مامان و بابایی... بهش نگم که معجزه ی الهی بودی و هستی... بهش نگم که فرشته پاک خدایی... روزی نیست براش ننویسم: تنها دوردونه ام،تنها فرزندم،تنها پسرم... پسرم،شب هر شب من! دیشب؛ تورو ؛ به گهواره ی ستاره ای دوختم... تورو بوییدم؛ تورو نگاه کردم؛ برای فرار از هزاران فکر و خیال به تو اندیشیدم. پسرم،اتاق تو برای من یعنی آرامش... ب...
5 آذر 1394

یه روز خوب ویه حس قشنگ

بالاخره بعد از 38 هفته و 3 روز انتظار ساعت 10 و45 دقیقه صبح چهارشنبه 8 مهر 94 پا به این دنیا گذاشتی و شدی همه چیز منو بابایی.خدایا شکرت،بخاطر همه چی. ( وزن  2875      قد 52 )   الهی قربون قدت بشممممم من ...
5 آبان 1394

مادر شدن یعنی.....

مامان شدن یعنی... بیدار شدن با تهوع صبگاهی سرساعت 7 همون ساعتهایی که اوج خوابای شیرینه... مامان شدن یعنی... صبح زود دست بزاری رو شیکمتو واسه سلامتی نی نی آیت الکرسی بخونی و واسه صبوریش والعصر، راه به راه صدقه بدی... مامان شدن یعنی... وایسی جلوی آینه و هی شیکمتو ببینی و واسه اولین بار به شکم چاقالوت بنازی و نگران چاقیت نباشی... مامان شدن یعنی... ترکای رو شیکمت...اما از ته ته دلت بگی خدایاشکرت که دلم ترک نخورده... مامان شدن یعنی... شمردن هفته ها و تیک زدن رو تک تک روزایی که میگذرن... مامان شدن یعنی... مسئولیت،یعنی تلنگر،یعنی صبوری،یعنی از...
5 مرداد 1394